‏«ما در یک چهارراهِ بحران قرار گرفته‌ایم»: غرب، اسرائیل، ایران، و سازمان ملل متحد

دانلود پی‌دی‌اف

یک دوراهی (‏dilemma‏) موقعیتی است که نیاز به انتخاب میان دو فرض دشوار و مرتبط دارد. اما یک چهارراهیِ فکری ‏‏(‏tetralemma‏)، موقعیتی است که مستلزم قضاوتی مناسب در میان چهار روایت مشکل‌زا و به‌هم‌پیوسته است. در این مورد، ‏چهار روایتی که بررسی خواهیم کرد به‌طور درونی به یکدیگر مرتبط‎ ‎‏‌اند، و همانند زنجیره غذایی در یک اکوسیستم، به هم ‏خوراک می‌دهند؛ جایی که رابطه شکارچی و شکار بر چشم‌انداز غالب است. روابط شکارچی-‏شکار برای توصیف دنیای حیوانات استفاده می‌شود و معمولاً انسان‌ها یا کشورها را شامل نمی‌شود. ‏اما دنیای ما آن‌قدر شکننده و نوسان‌پذیر شده است که امروزه مردم بی‌دفاع ‏احساس می‌کنند که در یک جنگل تاریک به‌عنوان شکار حرکت می‌کنند،  در حالی که شکارچیان سیاسی خودشیفته‌ی از ‏ملیّت‌های متفاوت آن‌ها را زیر کمین خود دارند. چه اتفاقی ممکن است در هر لحظه بیفتد…؟ ‏

چهارراهی بحران ما – چهار زنجیره‌ی غذایی مرتبط “شکار-شکارچی” در اکوسیستم بین‌المللی بدون هیچ قانون مشخص.

***

‏۱. شکارچی در رأس هرم: غرب ‏

غرب اصطلاحی کلی است که به گروه‌های فاتح نظامی، سیاسی و مالی اشاره دارد که از قرن شانزدهم به بعد سرزمین‌ها را ‏استعمار کردند. آنها این میراث را به دولت‌های جدیدتر منتقل کردند که با سلاح‌ها و سیستم‌های مالی مدرن‌تر، جاه‌طلبی‌های ‏امپریالیستی خود را ادامه دادند. این روند با اسپانیا، پرتغال و هلند آغاز شد و با نیروهای امپریالیستی فرانسه، بریتانیا، روسیه ‏و آمریکا تا به امروز ادامه یافته است، و کشورهای غارتگر، کشورهای ضعیف‌تر را به خاطر منابع و نیروی کار ارزان و ‏در دسترس و بازارهای آسیب‌پذیرشان، تحت سلطه‌ی خود درآورده‌اند.‏

غرب از یک موجودیت استعماری آشکار به یک سیستم استثماری پنهان‌تر از طریق حمایت از رژیم‌های اقتدارگرای ‏دست‌نشانده، کنترل سیستم‌های بانکی، فروش اسلحه، حفظ برتری نظامی رقابتی و تهدید صلح شکننده‌ی جهانی تبدیل شد. ‏غرب به قدرتمندترین شکارچی تبدیل شد؛ هیچ طعمه‌ای نمی‌تواند در برابر قدرت نظامی و اقتصادی آن مقاومت کند.‏

‏۲. یک شکارچی ثانویه: اسرائیل – شکار و شکارچی

جمعیت یهودیان در اروپای مسیحی تقریباً به مدت یک هزاره به حاشیه رانده شده و مورد تبعیض قرار گرفتند. در سده‌های ‏بعدی اصطلاح «سامی» برای نشان‌دادن زبان عبری و سایر زبان‌های خاور نزدیک، ابتدا در دانشگاه‌های اروپایی (اولین بار ‏در دانشکده تاریخ گوتینگن در دهه ۱۷۷۰) ابداع شد. بعدها اصطلاح اختراعی «سامی» به سطح نژادی ارتقا یافت، زیرا از ‏طریق این طبقه‌بندی زبانی ادعا شد که یهودیان اروپایی ریشه‌ی هند و اروپایی ندارند (و به نژاد آریایی تعلق ندارند). با رواج ‏این ایده، تبعیض علیه یهودیان شعله‌ورتر شد و از تعصب مذهبی به جدایی زبانی از زبان‌های آریایی و در نهایت به تبعیض ‏نژادی شدید علیه یهودیان تبدیل شد (البته فرضیه زبان و تبدیلش به نژاد هیچ پایه و اساس معقول و علمی ندارد). هولوکاست ‏اواسط قرن بیستم آخرین حمله سیستماتیکی بود که برتری‌طلبان سفیدپوست به رهبری نازی‌ها در اروپا به میلیون‌ها یهودی ‏وارد کردند. با یهودیان اروپایی و اجدادشان به عنوان طعمه رفتار ‌شد و آنها را مجبور به ترک اروپا کرد.‏

اشتباه انسان‌شناسی دانشگاهیان و نژادپرستان اروپایی این بود که یهودیت را به عنوان دین، عبری را به عنوان زبان و سامی ‏را به عنوان نژاد (که چیزی به عنوان «نژاد» یهودی وجود ندارد) با هم ادغام  کردند. درهم تنیدن این سه به عنوان هویت‌های ‏جدایی‌ناپذیر منجر به ادغام مردمان متنوع در یک گروه مجزا (مردم سامی) به منظور سرکوب همه آنها شد.‏

در نهایت ناامیدی، گروهی از یهودیان اروپایی (صهیونیست‌هایی که همه یهودیان با آنها موافق نبودند)، به همراه کمک‌های ‏وسیع قدرت‌های غربی  بخصوص با حمایت قبلی اعلامیه بالفور بریتانیا (۱۹۱۶) و سپس سازمان‌های صهیونیستی، در سال ‏‏۱۹۴۸ دولت اسرائیل را تأسیس کردند، در ابتدا برای محافظت از شکار یهودی‌های اروپایی از شکارچیان ‏اروپایی‌شان  طراحی شد.‏

اما با گذشت زمان، این امر منجر به این شد که گروهی از یهودیان غربی‎ ‎تبار، که اجدادشان خود زمانی طعمه بودند، با ‏فراموشی تاریخیِ تشدید شده، به شکارچیانی سرزمینی تبدیل شوند و علیه همسایگان فلسطینی خود عمل کنند. ‏

امروزه، تبلیغات زیرکانه‌ی اسرائیلی‌ها و رسانه‌های جمعی این است که دین یهودی، ایدئولوژی صهیونیستی، هویت اسرائیلی ‏و سیاست اسرائیل را به یک چیز واحد تبدیل کرده‌اند. رسانه‌های مغرض و سیاستمداران تبلیغاتی بی‌وقفه از همان تلفیق ‏خسارت‌آور واشتباه هویتی که منجر به رنج قبلی آنها به عنوان طعمه شده بود، بهره‌برداری کرده‌اند تا هر انتقادی از اسرائیل ‏را به «یهودی‌ستیزی» نسبت ‌دهند، که اساساً هیچ ارتباطی با یهودیان داخل یا خارج از اسراییل ندارد و همچنان هیچ ربطی به ‏ستیزگی علیه دین یهود ندارد. لفاظی «یهودی‌ستیزی» به ابزاری مناسب و هوشمندانه تبدیل شده است ‏برای سرکوب هرگونه مخالفت با سیاست‌های قدرت اسرائیل. به این ترتیب، اسرائیل خود به یک شکارچی تبدیل شده است. ‏

‏۳. شکارچی لایه سوم: ایران – شکار و شکارچی

در قرن نوزدهم، در طول «بازی‌های بزرگِ» ژئوپلیتیکی، بریتانیا و روسیه برای تصاحب طعمه‌هایی مانند ایران، و ‏همچنین همسایگان مجاورش، افغانستان و تبت (و هند و بنادر اصلی چین که از قبل مستعمرات بریتانیا بودند) رقابت ‏می‌کردند. این وضعیت، ایران را در موقعیتی بسیار ضعیف قرار داد، زیرا برای دفاع از تمامیت ارضی خود تلاش می‌کرد. ‏در طول دهه‌های بعدی، مداخلات مداوم روسیه، بریتانیا و بعدها آمریکا، یک دموکراسی سکولار پایدار را برای ایران و ‏مردمش به هدفی دست نیافتنی تبدیل کرد.‏

تا اواسط قرن بیستم، رژیم پهلوی مدرنیزاسیون را با استبداد ترکیب کرده بود تا اینکه رژیم اسلامی در سال ۱۹۷۹ قدرت را ‏به دست گرفت. رژیم اسلامی خودکامه به خود اختیار داد تا ایرانیان را به شیوه‌ای تمامیت‌خواهانه یا توتالیتر اداره کند، که در ‏آن حقوق بشر جهانی، ابتکارات فکری، سیاسی و فرهنگی به قربانیان و طعمه‌های یک شکارچی داخلی تبدیل شدند. شعار ‏‏«مرگ بر آمریکا» بیانی نابالغ از زمانی است که ایران خود به شکار تبدیل شده بود. این طعمهٔ استثمار و استبداد حالا خود ‏تبدیل به یک شکارچی نو شده است. مستی قدرت، جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای و تعصباتش حکومت را کور کرده و منجر به رفتار ‏یغماگرانه‌ی این شکارچی درّنده علیه گروه‌های ضعیف‌تر درون و بیرون از مرزهای خود شده است. ‏

همانطور که فریدریش نیچه زمانی گفته است: «هر که با هیولاها می‌جنگد، باید مراقب باشد که در این فرآیند خود به هیولا ‏تبدیل نشود. و هنگامی که طولانی در پرتگاه عمیق بنگری، آن پرتگاه عمیق نیز در تو می‌نگرد.»‏

‏۴. سازمان ملل متحد: ناتوان از مهار الگوی شکار-شکارچی ‏

روابط شکار-شکارچی در دنیای حیوانات طبیعی است. اما می‌توان گفت که سازمان ملل متحد برای کمک به کشورهای جهان ‏برای متوقف‌کردن این سطح از عملکرد حیوانی تأسیس شده است.‏‎ ‎این سازمان در سال ۱۹۴۵ با امید به داشتن جهانی ‏قانونمندتر برای همه ملت‌ها تأسیس شد، به طوری که ملت‌های قدرتمندتر، ملت‌های ضعیف‌تر را نبلعند، همانطور که قرن‌ها ‏اتفاق افتاده بود. قرار بود سازمان ملل متحد اطمینان حاصل کند که ملت‌های قدرتمند با دندان‌های تیزتر نمی‌توانند ملت‌های ‏ضعیف را تهدید و بکشند.‏

متأسفانه در این زمینه، سازمان ملل عمدتاً یک پروژه شکست‌خورده بوده است. با ساختاردهی به شورای امنیت ‏به‌گونه‌ای که پنج کشور قدرتمند جهان، بریتانیا، فرانسه، روسیه، آمریکا و چین، حق وتوی دائمی دارند، سازمان ملل ‏به جهانیان و مردمانشان که نیاز به صدای برابر دارند توهین کرده است. در نتیجه، به نظر می‌رسد قوانین سازمان ملل و ‏محکومیت‌های آن از سوء رفتار فقط در مورد کشورهای ضعیف‌تر اعمال می‌شود. رهبران خودشیفته و کمپانی‌های غارتگر ‏کشورهای قدرتمند، قوانین بین‌المللی را به رخ می‌کشند و به برنامه‌ها، جنگ‌ها و استثمار خود ادامه می‌دهند.‏

این ساختار، نقص مهلکی در پروژه‌ی حفاظت از طعمه‌های جهان در برابر شکارچیان بوده است. به نظر نمی‌رسد سازمان ‏ملل متحد امروزی نماینده جهان مدرن باشد؛ به نظر می‌رسد که در مدل پس از جنگ جهانی دوم گیر کرده است و به همین ‏دلیل، در رام‌کردن نیروی وحشی و قاطع کشورهای خطرناک شکارچی ناموفق بوده است.‏

سازمان ملل متحد به جای اینکه منبعی از رهبری متعالی و بی‌طرف باشد، متأسفانه  به سمبلی از تمسخر تبدیل شده ‏است. بازسازی رادیکال سازمان ملل به‌ویژه قدرت وتوی نامتوازن پنج کشور ضروری است.‏

مردم: ناتوان، یا نیرومند؟

انسانیت، برترین حکومت است. هرگز نباید این آگاهی را فراموش کنیم.‏

امروزه، مردم عادی طعمه دسیسه‌های بی‌رحمانه‌ی چهره‌ها و شبکه‌های سیاسی، نظامی و مالی شده‌اند. اعتراضات و انتقادات ‏جایگاه خود را از دست داده‌اند و مردم عادی احساس ناتوانی و بی‌اهمیتی می‌کنند.‏

بیایید شکارچیان سیاسی را انتخاب نکنیم. بیایید یک پلتفرم دیجیتال جهانی برای بشریت بسازیم. بیایید به‌سوی پارلمان جهانی ‏جدیدی گام برداریم و سازمان ملل را پشت سر بگذاریم. بیایید از شیوه‌ی فرسوده و فساد‌آلود حکومت‌داری فعلی عبور کنیم و ‏روشنگری جهانی نوینی را آغاز کنیم.‏

انتخاب ما در این چهارراه، دفاع از مردم طرفدار صلح چه در غرب، اسرائیل، ایران و چه مردمی که طعمه شکارچیان و ‏جنگ‌هایشان و گسترش جاه‌طلبانه‌ی دولت‌ها و سیستم‌های بازار خود شده‌اند. بیایید رابطه شکار-شکارچی را که متعلق به ‏دنیای حیوانات است، از دست جاه‌طلبان در بیاوریم. اگر می‌خواهیم زندگی مدرن ما بر پایه کرامت و انسانیت متقابل باشد، ‏نمی‌توانیم در هر لحظه در معرض حمله شکارچیان باشیم. ‏