فلسفه و رئالیسمِ علمی
باسکار استدلال میکند که دانش محصولی اجتماعی است که به واسطهی محصولات اجتماعی پیشین تولید میشود اما ابژههای این دانش، کاملاً مستقل از انسانها وجود دارند و عمل میکنند.
باسکار استدلال میکند که دانش محصولی اجتماعی است که به واسطهی محصولات اجتماعی پیشین تولید میشود اما ابژههای این دانش، کاملاً مستقل از انسانها وجود دارند و عمل میکنند.
رئالیسم انتقادی به عنوان یک فلسفهی علم بیشتر نوعی فرانظریه/متاتئوری است تا نظریه. به بیان دیگر حاوی بینشهایی است دربارهی چیستیِ خودِ نظریه و نظریهپردازی و شناخت علمی. در نتیجه رئالیسم انتقادی بر خلاف ادعای رابرتس مقدمتاً یک نظریهی اجتماعی مانند نظریهی ساختاربندی گیدنز نیست.
مارکس بدون باسکار و باسکار بدون مارکس برای من تصورناپذیر است
رئالیسم انتقادی بر تقدم هستی بر اندیشه تأکید، و پژوهش را از شناختشناسی به هستیشناسی منتقل میکند
مارکس بدون باسکار و باسکار بدون مارکس برای من تصورناپذیر است