شهریشدن سوئیس
نقطهی آغاز در تحلیلِ اشکالِ شهریشدنِ معاصر در سوئیس یک مشاهدهی اساسی است: اینکه شهرهای این کشور هنوز نسبتاً کوچکاند. کشور سوئیس دارای یک ساختار شهری با شهرهای کوچک و شهریشدن فوقالعاده غیرمتمرکز است
نقطهی آغاز در تحلیلِ اشکالِ شهریشدنِ معاصر در سوئیس یک مشاهدهی اساسی است: اینکه شهرهای این کشور هنوز نسبتاً کوچکاند. کشور سوئیس دارای یک ساختار شهری با شهرهای کوچک و شهریشدن فوقالعاده غیرمتمرکز است
تقلیل امری شهری به مسکن و زیرساخت، بخشی از کوتهبینی حیات سیاسی راست و همچنین چپ است
انباشت سرمایه، جوهر نظام سرمایهداری است. هدف اصلی این نظام، بیشینهکردن سود است و هنگامیکه انباشت سرمایه متوقف گردد، وضعیت منتج به بحران خواهد شد این بحرانها تداوم نظام سرمایهداری را مورد تهدید قرار داده و بدین طریق، تناقضات درونی سیستم به منصهی ظهور خواهد رسید
شهر به لحاظ تاریخی پدیدهای سیاسی است. البته که پیش از آن، پدیدهای است اقتصادی
تا زمانی که نقد ریشهای به موضوعِ مدیریت شهری و فجایعی همچون پلاسکو در میان نباشد، تا اطلاع ثانوی موضوعهایی همچون رفتار شهروندان در مواقع بحران، بودجهی آتشنشانی و جز آن در اولویت خواهند بود و در بر همین پاشنه خواهد چرخید.
در سال ۱۳۳۳ با الهام از شهرکهای صنعتی انگلستان، شهر کرج بهعنوان اولین ناحیهی صنعتی ایران انتخاب و اعتباری معادل ۴۰ میلیون تومان برای ایجاد آن کنار گذاشته شد. کرج در اواسط دههی ۳۰ صرفاً شهری کوچک با جمعیت حدود ۱۵هزار نفر بود. از اینرو هدف از ساخت شهرکهای صنعتی به طور عام و شهرک صنعتی کرج بهطور خاص توزیع جمعیت در سطح ملی و منطقهای، توسعهی مناطق محروم، تمرکززدایی از شهرها و افزایش بهرهوری تولید عنوان شد
ناپلئون بناپارت ظاهراً نخستین کسی بود که واژهی ایدئولوژی را به معنای منفیِ تئوریِ غیرعملی و یک برنامهی سیاسیاجتماعی افراطی به کار برد
فوكو بر آن است كه از سدهی هیجدهم به این سو پزشكی و سیاست، با ملاحظه و ضرورتِ اقدام در سیتیهایی كه بهطورِ فزاینده بر جمعیتشان افزوده میشد، به هم گره میخورند. پزشكی بهسان یك انضباط در فرایندها، تكنیكها و مداخلاتی درگیر شد كه شدیداً در پیوند با تحولات، اهداف و مقاصد سیاسی قرار داشتند
در این مقاله از خلال طرح مفهوم «فضای جنسیتیشده»، به شرح مکانیزمهای طردی پرداخته میشود که وضعیت زنان در فضاهای عمومی را نشان میدهد
اَشکال مختلف سلب مالکیت را در مکانها و زمانهای مختلف باید بهسان منظومهی بههم پیوستهای از نقشهای دولت، منطقهای اقتصادیِ گرهخورده به منافع طبقاتی و صورتبندی ایدئولوژیک «خیر عمومی» درک کرد