سیتیها یا اوربانیزاسیون؟
چیزی که ما «سیتی» مینامیم پیامدِ یک «فرایند» است که آن را «اوربانیزاسیون/شهریشدن» مینامیم
چیزی که ما «سیتی» مینامیم پیامدِ یک «فرایند» است که آن را «اوربانیزاسیون/شهریشدن» مینامیم
تقلیل امری شهری به مسکن و زیرساخت، بخشی از کوتهبینی حیات سیاسی راست و همچنین چپ است
هتروتوپیاها به شیوهی خاصی ما را از خود بیرون میآورند. آن ها با خلق تفاوت و برملاکردن آن، فضای امن و اطمینان درونی ما را به چالش میکشند. این وضعیت فاقد هماهنگیست و سروکارش با احساسات درونی ماست.
در این فصل، به سه سوأل پرداختهام: اول، زبان پژوهش اوربان چیست، یا به بیان دقیقتر، وقتی از امر ربان حرف میزنیم، منظورمان چیست؟ دوم، چرا باید وقتی پژوهش میکنیم، مخصوصاً در آسیا، تمام توجهمان معطوف به مناطق شهروستایی باشد؟ و سوم، تصور چه کسی از سیتی اعتبار دارد؟ در پایان با تأملاتی دربارهی پژوهش اوربان در آسیا توسط پژوهشگران غربی و آسیایی این فصل را خاتمه میدهم.
شهر به لحاظ تاریخی پدیدهای سیاسی است. البته که پیش از آن، پدیدهای است اقتصادی
این منطق که نابرابری اقتصادی همهی اَشکال فرودستی را دربر میگیرد، سه مشکل جدی دارد. اولاً هم نظریه و هم شواهد تجربی عکس این را نشان میدهند
لوفور معتقد است همه نظام های بزرگ مازادی/باقی ماندهای را از خود بر جای میگذارند که از چنگال آن نظام میگریزد؛ یعنی باقیمانده توسط نظام جویده و به بیرون تف میشود
تحقیق من نشان میدهد تفکیک جنسیتی اجباری در مکانهای منفرد، دسترسی زنان به عرصهی عمومی را کاهش میدهد، در حالی که تفکیک داوطلبانه موجب افزایش دسترسی زنان میشود
مسئلهی شهری سرجمع مسائل فنی/تخصصی نیست که بتوان با اتکای به گروهی از متخصصان، آن را حل کرد. مسئلهی شهری مسئلهی اقتصاد سیاسی فضا است
تا زمانی که نقد ریشهای به موضوعِ مدیریت شهری و فجایعی همچون پلاسکو در میان نباشد، تا اطلاع ثانوی موضوعهایی همچون رفتار شهروندان در مواقع بحران، بودجهی آتشنشانی و جز آن در اولویت خواهند بود و در بر همین پاشنه خواهد چرخید.