آرشیو, سطح یک, شماره‌ی ۲۵، تابستان ۱۴۰۲, فضا, فضا و فلسفه

آنری لوفور در مقام فیلسوف؛ مقاله‌ی دوم‎:‎‏ نظریه‌ی تولید فضا ‏

فضا برای لوفور کلی انضمامی است. هدف لوفور ساختن نظریه‌ای درباره‌ی فضاست که ابعاد کالبدی، ذهنی و اجتماعی آن را بطور یکپارچه مطالعه کند. او می‌خواهد فضا را به منزله‌ی هم‌تافت کلیه‌ی کردارهای گفتمانی و کردارهای غیرگفتمانی به مطالعه گیرد و به همین سبب است که مفهوم کلی انضمامی هگل در نظریه‌ی او جایگاهی کانونی می‌یابد.

آرشیو, سطح یک, شماره‌ی ۲۵، تابستان ۱۴۰۲, فضا, فضا و فلسفه

آنری لوفور در مقام فیلسوف؛ مقاله‌ی اول: زمینه‌های فلسفی

رساله‌ی آنری لوفور در مقام فیلسوف دیباچه‌ای‌ست بر نظریه‌ی تولید فضای لوفور بر پایه‌ی نسبت‌ فکر او با سنت‌های فلسفی مشخص. متن تلاشی اولیه است برای اندیشیدن به امکان‌‌ خوانش لوفور در مقام متفکری متعلق به سنت پساپدیدارشناسی. غایت رساله طرح چند مسأله و برداشتن گامی بسیار کوچک در راستای ارائه‌ی خوانشی بینامتنی از اندیشه‌ی اوست.

آرشیو, سطح یک, شماره‌ی ۲۵، تابستان ۱۴۰۲, فضا, فضا و دموکراسی

چپ آینده: سرخ، سبز و جمهوری‌خواه؟

رویکرد چپ باید سرخ و سبز باشد؛ سرخ باید باشد چراکه تعهد و تاکید تاریخی‌اش بر مسئلهٔ برابریِ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. سبز باید باشد از آن جهت که بی هیچ لکنتی پای موانع پایداری محیط‌زیستی را به میان کشد. پرسش مناقشه‌برانگیز اما این است که چپِ آینده آیا باید جمهوری‌خواه هم باشد؟

آرشیو, سطح یک, شماره‌ی ۲۴، تابستان ۱۴۰۱, فضا, فضا و دموکراسی, فضا و فلسفه

زبان، عاملیت و هژمونی: پاسخی گرامشیایی به پسا-مارکسیسم

گرامشی استدلال می‌کند که تاریخ و بقایای تحولات تاریخی در زبان، برای سازوکار قدرت، اعتبار و هژمونی اساسی هستند. گرامشی تاکید می‌کند که معنا .بوسیله‌ی زبان در تحول استعاری‌اش در نسبتِ با معانی پیشین، پدید آمده است. معانی جدید در یک فرآیندِ ادامه‌دارِ تحولْ جانشین معانی پیشین می‌شوند

آرشیو, سطح یک, شماره‌ی ۲۴، تابستان ۱۴۰۱, فضا, فضا و دموکراسی, فضا و فلسفه

فوکو و تاریخ فضایی

مناسبات فضایی‌ در همه‌ی تاریخ‌های فوکو از غیریت اجتماعی را می‌توان نه به مثابه هندسه‌های صوری بلکه همچون جغرافیاهای محتوایی درک کرد. فیلو می‌گوید فوکو در معرض این خطر است که انگار صرفاً «چرخشی هندسی» را وارد تاریخ‌های خود می‌کند و «عملاً معنایی انتزاعی از فضا را بالاتر از معنایی انضمانی از مکان قرار می‌دهد»، اما در ادامه می‌افزاید که تأکید او بر خاص‌بودگی‌ها از این معضل خلاصش می‌کند.

آرشیو, سطح سه, شماره‌ی ۲۴، تابستان ۱۴۰۱, فضا, فضا و دموکراسی

آیا کوروش کبیر،‌ هخامنشی بود؟ نگاهی به استدلال‌های دنیل تی. پاتس درباره‌ی تبار غیرایرانی کوروش

به زعم پاتس آنچه ما امروز آن را پرژن امپایر می‌نامیم در واقع یک امپراتوری انشانی بوده که کوروش، شاه انشان آن را پایه‌گذاری کرده است، آنگاه شکل‌گیری آن را نباید تکوینی بدیع تلقی کرد بلکه بیشتر بیانگر نوعی احیا است.

آرشیو, سطح یک, شماره‌ی ۲۳، بهار ۱۴۰۱, فضا, فضا و برنامه‌ریزی, فضا و دموکراسی

صنعتی‌شدن و شهری‌شدن

صنعتی‌شدن در واقع نقطهٔ آغاز ماست برای تأمل‌کردن در امروزمان. شهرها اما سال‌ها پیش از صنعتی‌شدن وجود داشته‌اند. این نکته هرچند پیش‌پاافتاده به‌نظر می‌رسد اما جوانب آن به‌اندازهٔ کافی واکاوی نشده است.

آرشیو, فضا, مجموعه مقالات

مجموعه مقالات‏ ۱۴۰۰ ویژه‌ی نوروز ‏۱۴۰۱‏ ‏

آنچنان که رسم و اسلوب ماست، تمام این متون حول محور نظریه‌ی انتقادی فضا می‌چرخند؛ برخی با تاکید بر شهر/شهری‌شدن، برخی دیگر با تاکید بر فضای ملی، و بین‌المللی. اما مقالات منتشرشده در سال گذشته چند تفاوت کلیدی با سنوات پیشین داشته‌اند. اول آنکه تنوع حوزه‌ای مقالات گسترش یافته‌است. بر سبیل همیشگی متونی با موضوع اقتصاد سیاسی، نظریه‌ی برنامه‌ریزی و طراحی شهری، تولید فضا، رویکردهای فوکویی، دلوزی، و نظریه فمینیستی در این مجموعه پیدا خواهید کرد.

سطح دو, شماره‌ی ۲۳، بهار ۱۴۰۱, فضا, فضا و دموکراسی

ایران همچون ملتی خیالی: نگاهی به کتاب طردشده‌ی مصطفا وزیری، مرتدی در مذهب ایران‌شناسی

از دید وزیری، هویت ملی یک توهم‌ تاریخی است. او شرح می‌دهد که چگونه برداشت‌های اروپایی از ملت و ‏ناسیونالیسم، تاریخ‌نگاری را با نظریه‌ی نژادی کتاب شکل‌گیری مفهوم هویت ملی را می‌کاود و استدلال می‌کند که برآمدنِ شرق‌شناسی، ایده‌ی نژاد آریایی، و ‏دسته‌بندی‌های زبانی (مانند زبان هندواروپایی و یا زبان‌های ایرانی) چگونه همبسته و در راستای ایجاد و تقویت یک ‏تاریخ‌نگاریِ الیتیستیِ سوگیرانه و غیرواقعی بوده‌اند.‏درآمیخته است. ‏

آرشیو, سطح یک, شماره‌ی ۲۳، بهار ۱۴۰۱, فضا, فضا و فلسفه

فضا و تاریخ در هستی و زمان هایدگر

یافتن سرنخ‌هایی که فضامندی اندیشه‌ی هایدگر را نشان دهند دشوار نیست. او از همان آثار اولش واژه‌ی دازاین را بکار برد که در مقام اسم یعنی «وجود»، و در مقام فعل به معنی «آنجا بودن» است. اگر این واژه تجزیه شود، یا آن را به همراه خط تیره به شکل دا-زاین بنویسیم، چنانکه هایدگر غالباً چنین می‌نویسد، از نظر لغوی یعنی «آنجا-بودن»، «بودن-آنجا».