ردیابی تفاوت سیاسی
امر سیاسی در وهلهی نخست مبتنی بر ترکیب و پویاییِ قوا نیست بلکه متکی است بر گشودگیِ یک فضا. این فضا از طریقِ آزادی گشوده میشود
امر سیاسی در وهلهی نخست مبتنی بر ترکیب و پویاییِ قوا نیست بلکه متکی است بر گشودگیِ یک فضا. این فضا از طریقِ آزادی گشوده میشود
بار دیگر تکرار میکنم: ما با چیزی به نام سیاست فضا روبهروییم چرا که فضا اساساً سیاسیست
در نزدِ نانسی، هستیشناسی نه تنها انکارِ نقد نیست که شرطِ امکان آن است
مهمترین دلیل ناکارآمدی گفتمان جریان غالب در مواجهه با مسئلهی نابرابری فضایی و غیررسمیت، روششناسیِ فروکاستگرایانهی آن است
برای درک اثر تعیین کنندهی مالکیتِ زمین، بر تقویت و حفظِ مناسبات قدرت میان مردم، تحلیلِ نحوهی قلمرویی شدنِ مالکیت ضروری است
نوشتهی حاضر کوشیده است تا با نقد معرفتشناسی و هستیشناسی مرسومِ شهری، پای نگاهی بدیل را به میان کشد
بسطی که لینگیس از دیدگاه نانسی ارائه میکند، به بهترین شکل با توجه به همین دوستی و پیوند میان اخلاق لویناسِ و سیاستِ سارتر فهم میشود
با این وصف چگونه میتوانیم پدیدارشدن شهری با چنین عظمت را توضیح دهیم؟ چه ابزارهایی برای فهم دلایل پیدایش و توسعهی آن در دست داریم؟ چه نسبتی میان شهر جدید پردیس و مجموعه سکونتگاههای غیررسمی و مناطق تفریحی و صنعتیِ اطرافش وجود دارد؟
در این نوشته به دنبال آن هستم تا به طور فشرده اشارهای داشته باشم به اغتشاش اپیستمولوژیک یا شناختشناسانهای که در مطالعات شهری به چشم میخورد.
اگر چه رویکردهای مارکسیستی و جورجیستی تا حد زیادی در تقابل با یکدیگر قرار دارند، اما هر دو در یک چیز مشترکند: به چالشکشیدن ایدهی برد-برد اقتصاد نئوکلاسیک در تصرف زمین.