شهر پساسیاسی
پساسیاست با اداره (پلیسیگری) مسائل اجتماعی، اقتصادی و غیره سر و کار دارد؛ پساسیاست کاری میکند که راه حل این مسائل را فقط درون روابط اجتماعیِ حاکم یعنی قلمرو امر ممکن، جستجو کنیم و فرارفتن از آن نیاندیشیم
پساسیاست با اداره (پلیسیگری) مسائل اجتماعی، اقتصادی و غیره سر و کار دارد؛ پساسیاست کاری میکند که راه حل این مسائل را فقط درون روابط اجتماعیِ حاکم یعنی قلمرو امر ممکن، جستجو کنیم و فرارفتن از آن نیاندیشیم
رویکرد چپ باید سرخ و سبز باشد؛ سرخ باید باشد چراکه تعهد و تاکید تاریخیاش بر مسئلهٔ برابریِ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. سبز باید باشد از آن جهت که بی هیچ لکنتی پای موانع پایداری محیطزیستی را به میان کشد. پرسش مناقشهبرانگیز اما این است که چپِ آینده آیا باید جمهوریخواه هم باشد؟
صنعتیشدن در واقع نقطهٔ آغاز ماست برای تأملکردن در امروزمان. شهرها اما سالها پیش از صنعتیشدن وجود داشتهاند. این نکته هرچند پیشپاافتاده بهنظر میرسد اما جوانب آن بهاندازهٔ کافی واکاوی نشده است.
در تفسیرم از فرآیند شهری در نظام سرمایهداری بر دو مضمون بههمپیوستهی انباشت و کشمکش طبقاتی تمرکز خواهم کرد. این دو مضمون آنچنان به یکدیگر گرهخوردهاند که گویی دو روی یک سکهاند- دو پنجرهی متفاوت که از روزنهیشان کلّیت کردوکارهای سرمایهداری بر ما آشکار میشود. خصلت طبقاتی جامعهی سرمایهداری در سلطهی سرمایه بر کار نهفته است.
فضا امری سیاسیست چرا که تبدیل به مکانی برای بهمحک نقد گذاشتن نظم پلیس از منظر برابری میشود. امر سیاسی نشان میدهد که فضا ممکن است تبدیل به مکانی برای بهچالش کشیدن اصول ساختاری نظم موجود شود و در حقیقت آن را از نو تعریف کند.فضا تبدیل به مکانی میشود که از آنجا بازیگران بیانیههای دموکراتیک ظاهر میشوند.
گسترش جغرافیایی و رد پای اکولوژیکی آبِ شهری نه تنها محیطها و مکانهای بسیار دور از شهر را با تغییر و تحول روبهرو کرده بلکه نزاع بر سر منابع محدود آبی را میان افراد و گروهها مختلف تشدید کرده است. در برخی موارد فشار بر توان هیدرولوژیکی آبها چنان از حد گذشته است که راهحلی جهانی را میطلبد (مانند آنچه در اسرائیل اتفاق افتاده است).
در این مقاله میکوشم نشان دهم دستکم در شهرهای امریکایی ذاتِ سیاسی و اقتصادی هر محلی پدیدهی رشد است.
بار دیگر تکرار میکنم: ما با چیزی به نام سیاست فضا روبهروییم چرا که فضا اساساً سیاسیست
آنها میخواهند بدانند، آنها میخواهند یاد بگیرند، آنها میخواهند بفهمند دنیای عجیب اطرافشان را – آیا آنها شایسته پرورش بهتری نبودند؟
نوشتهی حاضر کوشیده است تا با نقد معرفتشناسی و هستیشناسی مرسومِ شهری، پای نگاهی بدیل را به میان کشد