شهر گشوده یا حق به شهر؟
یک شهر گشوده صرفاً فضایی نیست که به صورت برابر قابل دسترس و بهرهبرداری برای همگان باشد، و همهی مردم به صورت برابر احساس تعلق کنند
یک شهر گشوده صرفاً فضایی نیست که به صورت برابر قابل دسترس و بهرهبرداری برای همگان باشد، و همهی مردم به صورت برابر احساس تعلق کنند
شهرها بدون ایجاد تغییر ساختاری در سرمایهداری جهانی، نمیتوانند بهشکلی انسانی و پایدار تکامل یابند
در این مقاله میکوشم نشان دهم دستکم در شهرهای امریکایی ذاتِ سیاسی و اقتصادی هر محلی پدیدهی رشد است.
هر مداخلهای که در راستای آزادی اجتماعی باشد باید فضای خاص خودش را تولید کند.
اگر حق مسکن، معنایی داشته باشد، باید نامِ جنبشی برای دموکراتیکسازی، کالاییزدایی و بیگانگیزدایی از نظام مسکن باشد. تبدیل آن حق به واقعیت است.
هدف این مقاله ارائهی سیر تحول نحوهی برخوردِ شوروی با شهر و شهرگرایی است
بار دیگر تکرار میکنم: ما با چیزی به نام سیاست فضا روبهروییم چرا که فضا اساساً سیاسیست
در نزدِ نانسی، هستیشناسی نه تنها انکارِ نقد نیست که شرطِ امکان آن است
مهمترین دلیل ناکارآمدی گفتمان جریان غالب در مواجهه با مسئلهی نابرابری فضایی و غیررسمیت، روششناسیِ فروکاستگرایانهی آن است
برای درک اثر تعیین کنندهی مالکیتِ زمین، بر تقویت و حفظِ مناسبات قدرت میان مردم، تحلیلِ نحوهی قلمرویی شدنِ مالکیت ضروری است