گروندریسهی ماركس و منطق هگل
نقد مارکس بر ایدهآلیسم هگل نقدی بر شبهطبیعتگرایی و شبهتاریخگرایی است. جذبِ انتقادی منطق از سوی مارکس یکی از فاکتورهای مهم در نقد او بر اقتصاد سیاسی است
نقد مارکس بر ایدهآلیسم هگل نقدی بر شبهطبیعتگرایی و شبهتاریخگرایی است. جذبِ انتقادی منطق از سوی مارکس یکی از فاکتورهای مهم در نقد او بر اقتصاد سیاسی است
یک شهر گشوده صرفاً فضایی نیست که به صورت برابر قابل دسترس و بهرهبرداری برای همگان باشد، و همهی مردم به صورت برابر احساس تعلق کنند
در این چند متن کوتاه، باغ و معماریِ منظره نه صرفا از خلال گفتارهای آکادمیکِ موجود یا مفاهیم تخصصی مطروحه و روزِ رشتهی معماری و شهرسازی بل از خلال همپوشانی با ادبیات، شعر، سیاست و فلسفه خوانش میشوند
شهرها بدون ایجاد تغییر ساختاری در سرمایهداری جهانی، نمیتوانند بهشکلی انسانی و پایدار تکامل یابند
در واقع، آنچه تابهحال بر سر کار بوده تنها نام و ایدهی دموکراسی بوده که همراه شده با تحولی عظیم در شرایط زندگی کلِ (در حال افزایشِ) جمعیت بشر.
امر سیاسی در وهلهی نخست مبتنی بر ترکیب و پویاییِ قوا نیست بلکه متکی است بر گشودگیِ یک فضا. این فضا از طریقِ آزادی گشوده میشود
در این مقاله میکوشم نشان دهم دستکم در شهرهای امریکایی ذاتِ سیاسی و اقتصادی هر محلی پدیدهی رشد است.
هر مداخلهای که در راستای آزادی اجتماعی باشد باید فضای خاص خودش را تولید کند.
اگر حق مسکن، معنایی داشته باشد، باید نامِ جنبشی برای دموکراتیکسازی، کالاییزدایی و بیگانگیزدایی از نظام مسکن باشد. تبدیل آن حق به واقعیت است.
هدف این مقاله ارائهی سیر تحول نحوهی برخوردِ شوروی با شهر و شهرگرایی است