آرشیو, سطح یک, شماره‌ی ۱۷ پاییز ۹۹, فضا, فضا و برنامه‌ریزی, فضا و دموکراسی, فضا و سرمایه

مجادلات انتقادی در نظریه‌ی برنامه‌ریزی

تعارض‌­های برآمده از جهانی‌شدن و پاسخ­‌های ارائه شده از سوی نظریه­‌يِ برنامه‌­ریزی و برنامه‌­ریزان، محورِ اصلی بحث­‌های جدلی و انتقادیِ سانیال، فریدمن و آلکساندر است. سانیال بر مصالحه­‌يِ اخلاقی در جهانِ سرشار از تعارضِ اصول تاکید دارد و در این ارتباط ارزیابی بدبینانه­‌ای نسبت به کارآمدی نظریه­‌يِ برنامه­‌ریزی دارد. فریدمن در مقام دفاع از نظریه­‌يِ برنامه‌­ریزی، معرفت­‌شناسیِ مبتنی بر یادگیری اجتماعی را برای مواجهه با تعارض­‌های یادشده برجسته می­‌کند و در نهایت آلکساندر، پاسخی رادیکال و مرتبط با دگرگونی اجتماعیِ دانش را مطرح می­‌کند و از دو راه‌­حلِ پیشین فراتر می‌­رود.

آرشیو, سطح یک, شماره‌ی ۱۶ تابستان ۹۹, فضا, فضا و برنامه‌ریزی, فضا و دموکراسی, فضا و سرمایه

نظریه‌ سیاسی و طراحی شهری

تئوری انتقادی رویکردی است که خود شهر را به‌عنوان یک “متن” مورد خوانش قرار می‌دهد تا الگوهای سلطه، طرد، و روابط قدرت – که تشخیص آنها به‌خاطر مفروض‌بودن‌شان در تجربه ما از زندگی روزمره دشوار است – را عیان ‌سازد.

آرشیو, سطح یک, شماره‌ی ۱۶ تابستان ۹۹, فضا, فضا و برنامه‌ریزی, فضا و دموکراسی

«حق بر شهر» در جنبش‌های اجتماعیِ شهری

حق بر شهر یک مطالبه‌ی اعتراضی است که ادعاهای ثروتمندان و قدرتمندان را به چالش می‌کشد. این حق، حق به بازتوزیع است، نه برای همه، بلکه برای .محرومان از آن و نیازمندان به آن. و حقی است که فقط در صورتی وجود دارد که مردمْ آن، و خودِ سیتی را از آنِ خود کنند

آرشیو, سطح یک, شماره‌ی ۱۶ تابستان ۹۹, فضا, فضا و برنامه‌ریزی, فضا و دموکراسی, فضا و فلسفه

عقلانیت و قدرت

عقلانیتْ گفتمانی است از قدرت. عقلانیت وابسته به زمینه است و زمینه اغلب قدرت است. قدرت در عقلانیت نفوذ کرده و کار‌کردن با مفهومی از عقلانیت که در آن قدرت غایب باشد بی‌معناست.

آرشیو, سطح یک, شماره‌ی ۱۶ تابستان ۹۹, فضا, فضا و دموکراسی, فضا و فلسفه

هابرماس و فوکو: متفکرانی حامی جامعه‌ی مدنی

این مقاله مطالعه‌­ای تطبیقی است از دیدگاه­‌های اصلیِ هابرماس و فوکو در خصوص مسئله­‌ی دموکراسی و جامعه­‌ی مدنی. بطور مشخص‌­تر، اخلاقِ گفتمانِ هابرماس در تقابل با اخلاق و تحلیل قدرتِ فوکو قرار می­‌گیرد و امتیازاتِ هر یک از آنها برای کسانی که به درک و ایجادِ تغییرِ اجتماعیِ دموکراتیک علاقه‌مندند، مورد ارزیابی و بررسی قرار می­‌گیرد.

آرشیو, سطح یک, شماره‌ی ۱۶ تابستان ۹۹, فضا, فضا و برنامه‌ریزی, فضا و دموکراسی, فضا و سرمایه

مروری بر اندیشه‌ی دیوید هاروی

نوشته‌های هاروی بسیاری از مارکسیست‌ها را قانع کرده است که فضا و مکان در و برای سرمایه‌داری مهم‌اند و بنابراین بخش لاینفک هر پروژه‌ای برای ساقط‌کردنِ‌ آن به شمار می‌روند.

آرشیو, سطح یک, شماره‌ی ۱۶ تابستان ۹۹, فضا, فضا و دموکراسی, فضا و فلسفه

فضا، سیاست و امر سیاسی

فضا امری سیاسی‌ست چرا که تبدیل به مکانی برای به‌محک نقد گذاشتن نظم پلیس از منظر برابری می‌شود. امر سیاسی نشان می‌دهد که فضا ممکن است تبدیل به مکانی برای به‌چالش کشیدن اصول ساختاری نظم موجود شود و در حقیقت آن را از نو تعریف کند.فضا تبدیل به مکانی می‌شود که از آن‌جا بازیگران بیانیه‌های دموکراتیک ظاهر می‌شوند.

آرشیو, سطح یک, شماره‌ی ۱۶ تابستان ۹۹, فضا, فضا و دموکراسی, فضا و فلسفه

ژئوکریتیسیسم (نقدِ‎ ‎جغرافیایی) در میانه‌ی چیزها: ‏ مکان، دگرگونی/واژگونی، و چشم‌اندازهای ادبیات تطبیقی

جغرافیانقادان بر این عقیده‌اند که یک رویکرد انتقادی مناسب به موضوعات، متون، و وقایعِ فضازمان‌مندِ مورد بررسی باید متاثر از پرکتیسی نظری باشد که قادر است با شرایط متغیر و متلونی مواجه شود که شرایط امکان خودِ نقد هستند. یعنی نظریه‌ی ژئوکریتیکال نوعی نقطه‌یِ ارشمیدسی ارائه می‌دهد، هر چند حالا لزومن غیرقطعی و موقتی، که از آن‌جا می‌توان موقعیت در میانه‌ی چیزها بودن را فهمید، و نظریه محرکی انتقادی‌ را برای بازتصویرپردازیِ این موقعیتِ مشخص درونِ نظامِ جهانی با نگاهی به گذشته و آینده‌اش فراهم می‌کند.

آرشیو, سطح یک, شماره‌ی ۱۵ بهار ۹۹, فضا, فضا و فلسفه

خوانش مارکس در ۱۹۶۵؛ روایتِ آلتوسر (و حلقه‌اش) و لوفور در ۲۰۱۶‏

لوفور برخلافِ آلتوسر، قرائت خود از تمامیِ آثار مارکس را تنها صرف شناسایی اهمیت تأثیرات هگلی بر مارکس نمی‌کند بلکه در عوض نشان می‌دهد مارکس با فکر هگلی است که تکمیل می‌شود علاوه‌ بر این تأکید می‌کند‌ که اومانیسم در سرتاسر نوشته‌های مارکس وجود دارد.

آرشیو, سطح یک, شماره‌ی ۱۵ بهار ۹۹, فضا, فضا و فلسفه

مقدمه‌ای بر اندیشه‌ی نانسی

ریشه‌های بستر فکری نانسی را می‌توان در رخداد یا گسست تفکر فلسفی غربی یافت که نام‌های خاص نیچه، هایدگر و فروید بر آن حک شده بود: در قول نیچه مبنی بر اینکه خدا مرده است و نقد وی بر متافیزیک افلاطونی و مسیحی، در متافیزیک به مثابه هستی-خدا-شناسی (انتوتئولوژی) در نظر هایدگر و تلاش .وی برای غلبه بر متافیزیک از رهگذر تفکر شعری، و در روانکاوی فروید به مثابه زوال توهم سوژه به مثابه نوعی خودآگاهی شفاف و ناب