سکونت، سیاسی است
اگر حق مسکن، معنایی داشته باشد، باید نامِ جنبشی برای دموکراتیکسازی، کالاییزدایی و بیگانگیزدایی از نظام مسکن باشد. تبدیل آن حق به واقعیت است.
اگر حق مسکن، معنایی داشته باشد، باید نامِ جنبشی برای دموکراتیکسازی، کالاییزدایی و بیگانگیزدایی از نظام مسکن باشد. تبدیل آن حق به واقعیت است.
هدف این مقاله ارائهی سیر تحول نحوهی برخوردِ شوروی با شهر و شهرگرایی است
آنها میخواهند بدانند، آنها میخواهند یاد بگیرند، آنها میخواهند بفهمند دنیای عجیب اطرافشان را – آیا آنها شایسته پرورش بهتری نبودند؟
در نزدِ نانسی، هستیشناسی نه تنها انکارِ نقد نیست که شرطِ امکان آن است
برای درک اثر تعیین کنندهی مالکیتِ زمین، بر تقویت و حفظِ مناسبات قدرت میان مردم، تحلیلِ نحوهی قلمرویی شدنِ مالکیت ضروری است
بسطی که لینگیس از دیدگاه نانسی ارائه میکند، به بهترین شکل با توجه به همین دوستی و پیوند میان اخلاق لویناسِ و سیاستِ سارتر فهم میشود
برنامهریزی سازوکار مکمل بازار در شیوهی تولید سرمایهداری در فازِ تولید فضا است که به منظور تخصیص کالاهای عمومی شکل گرفته است
تمرکز غالبِ آثارِ لوفور بر مسائل شهری خطر بهحاشیهراندن دیگر علایق او، از جمله مسئلهی امر روستایی را به وجود آورده است
با این وصف چگونه میتوانیم پدیدارشدن شهری با چنین عظمت را توضیح دهیم؟ چه ابزارهایی برای فهم دلایل پیدایش و توسعهی آن در دست داریم؟ چه نسبتی میان شهر جدید پردیس و مجموعه سکونتگاههای غیررسمی و مناطق تفریحی و صنعتیِ اطرافش وجود دارد؟
آیا نظریهی آنتاگونیسم میتواند بیآنکه از نظریهی پر ایرادِ موف خوراک بگیرد با نظریهی برنامهریزی پیوند بخورد و چگونه